عاشقانه های امید من
عاشقانه های من غم و شادی ها برای ثبت و یاد آوری
ادامه مطلب
همین الان کلی حس خوب دارم چون هم امتحانم رو خوب دادم و هم شنام خوب بود و از همه مهتر اینه که نامزد جونم بهش نت دادن و من الان تونستم باهاش ویدئو چت کنم و خدایی خیلی خوشحال شدم و اصلا دلم یه جور آروم شد..
دیدی وقتایی هست که هرچیم تلفن حرف میزنی اما بازم دلتنگی ؟ اما الان دیدمش و خیلی خوشحال شدم و کلی دلم وا شد خدا رو شکر اخیش چه خوب بود...دستشون درد نکنه ..
وای بازم یه درسی که فکر میکردم 20 میشم بهم داده 18.50 و نمیدونم از کجاش اشتباه در اورده و من خیلی ناراحتم چون بیشترین نمره 19 بوده و به من نکرده نیم نمره ناقابل بده اخه خدایی هم مقالم عالی بود هم هیچی اشتباه تو برگه نداشتم اما این استاده خیلی قاتیه مثلا میبینی اعتراض میکنی و اون روز تو مودش نیست و میاد یهویی میندازدت و تو هیچی نمیتونی بگی !!!
بهرحال ریسک نمیکنم اعتراض کنم ...
میخوایم با بروبچ بریم موجهای آبی و کلی خوش بگذرونیم و دورهم شاد باشیم...هرکی میخواد بیاد با ما جمع خوبی هستیم بهتون خوش میگذره :)
تا بعد...
امشب با نامزدجون حرفیدم مشغول کار هست و باز دو هفته کار و دور از ما هست...دوری واقعا دلتنگی میاره...وقتی دوره دلم میخواد زود بیاد...دلم براش تنگ میشه اخه ...
اعصابم خط خطی شد برای خاطر امتحان اخه امتحانی رو که 20 میشدم خیلی زیبا بهم 18.50 دادن و من موندم استاد زیبا مقام از کجای برگه ام اشتباه در آورده ؟ اونم 1.5 نمره ...ولش بابا تا الان 3 تا امتحانمو عالی دادم بالای 19 اما کو نمره ؟ بهت میدن 18 باید واستای نگاه کنی چون حق نداری حرف بزنی ...
دلم گرفت اخه دارم تلاش میکنم معدلم برا دکترا بالای 17 باشه اما ظاهرا شدنی نیست و هر ترم باید یکی از استادا یه نمره داغون بده و معدل ما رو کلا خراب کنه ...
بی خیالش شدم اصلا نخواستم...
من هنوز مقاله یه درسم مونده خوشحال و شادان فکر کردم که تمومه ....
باید برم تا بعد...
از همتون ممنونم که بهم کمک کردین با حرفای خوبتون و راهنماییتون ..باعث شدین دلم گرم بشه و به خودم و کارام بیشتر فکر کنم...
واقعا نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم ...خدارو شکر من شادم مثل قبل ...من خوشحالم و دارم سعی میکنم بهتر هم باشم ...
از خدای مهربون میخوام هرچی میخواین بهتون بده...امین
جمله کلیدی : صبر داشته باش ... فکر کن ...آروم باش ......
و اگه کسی دیگه بود جا انداختم ببخشید خودتون...
براتون بگم از شب تولد که قرار بود این سیس ما یه کیک بپزه و بیاره اما خوب یادش نبود تولدته و ورداشت قاچ کیک اورد ...( اولین خرابکاری شب تولد )
کادو هم که تنها بودم نرفتم بخرم گفتم بزار خودش بیاد با هم بریم و رفتیم پروما و یه شلوار خیلی خوشگل به سلیقه خودش و من خرید (سورپرایزش نکردم اخه فرداش امتحان داشتم و کلی استرس )
بعدش رفتیم بستنی شاد خوردیم ( هوای سردی بود و هردومون از خند ه مرده بودیم اخه داشتیم میلرزیدیم و بستنی میخوردیم )
بعدش اومدیم خونه و اون لباس خوشگلامو ( تاپ نقره ای دکلته و دامن بالای زانو شطرنجی و اووری که مامانش برام بافته بود رو پوشیدم و ارایش هم تا دلتون بخواد خودمو ساده اما خوشگل درست کردم )
یه اهنگ خوشگل و شاد گذاشتم و شمع و کیک و شیرینی رو میز چیدیم و خلاصه جشن کوچولمون شروع شد...(لازم به ذکره که من یه عالمه رقصیدم و کلی خندیدم تازه رقصمم داره خوب میشه )
نکته : هیشکی نبود از ما عکس و فیلم بگیره :( من خودم میگرفتم یا نامزدم بعدشم کلی خندیدم و شوخی کردیم و در مجموع خیلی خندیدم و خوش گذشت...جای همتون خالی..
دوست جونیام ممنونم بخاطر محبتاتون و ازتون بخاطر اینکه کمتر میرسم بیام عذر میخوام تا بعد....
نامزد نوشت :نامزد عزیزم چقدر بهت میومد اون شلوارت چقدر خندیدم موقع بستنی خوردن اما چسبید همش شد خاطره...یادته در اتاقو قفل کردم نبینی منو تا حاضر میشم یهویی کلی ذوق کردی با لباسم و ارایشم؟
یادته اول فیلمت چقدر خندیدم؟الهی....خوشحالم با وجود درس و بحثام برات جشن کوچیکی گرفتم و شد خاطره..بهرحال درس جای خودش تولد تو عزیز دلم هم جای خودش
من کمک میخوام بچه ها ...تولد نامزدم نزدیکه و من هنوز حتی نمیدونم چی براش بگیرم ؟
اگه کسی چیزی به ذهنش میرسه بگه استقبال میکنیم ها :)))
شیوا جون...نامرئی جون ....زهرا جون ....بهار جون....مثل هیچ کس عزیزم .....ساغر عزیز.. لاله عزیزم.و همه دوستای خوبی که همیشه میان بهم سر میزنن اول از همتون ممنونم و نمیدونم چطوری محبت هاتون رو جبران کنم
پ. ن : شاید بخوام برای همیشه دنیای نت رو ببوسم بزارم کنار (نظر شما ؟)
2.اگه کمتر اومدم در جریان باشید امتحاناتم نزدیکه ....
3.همتون رو دوست دارم و میخونمتون..
ماشالا فیلتر شکن ها هم که هیچی به هیچی...
ای بابا من میخوام برم به فیس بوکم سر بزنم عجب گیری کردم هاااا....اخه اینم شد مملکت ما توشیم ؟؟
شیوا جونم من جات بودم میرفتم جای نامزدم نمیزاشتم اون پاشه بیاد ....والا بخدا
دوستای خوبم همتون رو خوندم اما نشد نظر بزارم ...اخه نت اوضاعش بد جوری داغونه...
معلوم نیست کی وقت کنم بیام باز اخه اخر ترم شده و من هنوز رفتم کلاس شنا ثبت نام کردم فکر کن !!!
آدم به خوشحالیه خودم ندیدم والا...امشب دستم درد گرفته بدجوری..دست چپم نمیدونم چشه ؟
نگرانم کرده ...
فردا میرم که برم شنا..اخ جون از الان ذوق دارم و چون آموزشی میرم با دوستم بیشتر حال میده..
من از 20 امتحانام شروع میشن کمتر از 9 روز و هنوزم لای کتابام سفیده
نامزد جونم گفته که مهم نیست بیخیالش ...جوش نزن :) منم گفتم چشم :)
امشب تازه یادم اومد که ای وای من مقاله دارم که هنوز ننوشتم ...
با نامزدم تلفنی حرف زدم و خوب چون انشالا آخر هفته میاد از الان بی قرار اون روزم..نمیدونم چرا این طوری میشم...استرسی خوابم نمیبره ...اوا فک کنم از خوشحالیه زیاده...
نامزد نوشت :
امیدوارم هرجا هستی سلامت باشی نامزد عزیزم...من از ته ته ته قبلم میخوامت ....
برای اون هدیه ای خوشگلی هم که بهم دادی ازت یه دنیا ممنونم...لب تاب رو میگم ...هروقت نگاش میکنم یادت می افتم ..نوشتم خواستم ثبت بشه و بدونی که من هر هدیه ای تو بهم بدی از همه هدیه هام بیشتر دوست دارم...و واقعا واقعا ارزش مادیش برام مهم نیست مهم اونه که تو بهم دادیش ..این با ارزش میکنه برام هدیه ات رو...ممنونتم عزیزم :)
فک کن...
طرف منو نمیشناسه برای خودش کلی کسی هست اما جواب ایمیل منو میده و برام کتاب میفرسته...الهی خدا خیرش بده
نویسنده ی مقاله و کتابی رو میگم که قراره چهارچوبش بشه موضوع پایان نامه من!
یعنی خدا وکیلی اگه نماز نمیخونن اگه مسلمون نیستن اگه دین ندارن اما انسان هستن به معنای واقعی
اون قدر خوشم اومده که نگو !
البته میدونستم قبلا هم اونا خیلی بهتر از ما هستن اما بهرحال بهم اثبات نشده بود که شد!
انسان بودن کار سختی هست...نمیدونم چرا ما ادمها قبول کردیم بار امانت رو به دوش بکشیم ؟
واقعا سخته ....
یکی واقعی
یکی مجازی
ادمها تو دنیای مجازی خیلی متفاوتن با دنیای واقعی ! ما ادمها لایه های زیادی داریم..تازگی فهمیدم هرکسی درد خودشو داره
هرکسی برای خودش مینویسه برای حسش برای ارامشش برای تحسین برای ارزش برای خیلی چیزا
این مقاله ها و پایان نامه ام و موضوع جذابش داره منو میکشونه تو چیزای جالب و جذاب
خیلی جالبه تحلیل گفتمان ....میتونی بفهمی کسی که داره یه چیزو میگه چرا اینو گفته و منم عشق کاراگاهی فک کن...
خلاصه هرکسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اصرار من...
| Design By : nightSelect.com |
